المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

411

مروج الذهب ( فارسى )

« اين را بردار كه بعدها اهميت و اعتبارى خواهد داشت » سپس گفت « وقتى اسماعيل بيامد به او بگو « ابراهيم به تو سلام مىرساند و ميگويد آستانه خانه‌ات را نگهدار كه آستانه خوبى است » آنگاه ابراهيم بازگشت و به طرف شام رفت . گويند اسماعيل اين نام از آن يافت كه خدا دعاى هاجر را هنگامى كه از بانوى خود ساره مادر اسحاق گريخت شنيد و بر او رحم كرد و اسماعيل يعنى خدا شنيد و گفته‌اند كه خدا دعاى ابراهيم را شنيد . اسماعيل در صد و سى و هفت سالگى بمرد و در مسجد الحرام در حدود محلى كه حجر الاسود هست به خاك رفت اسماعيل دوازده پسر داشت كه نابت و قيدار و ادبيل و مبسم و مشمع و دوما و دوام و مسا و حداد و ثيما و يطور و نافش بودند و از همه اينها فرزندانى پديد آمد . هنگامى كه خدا به ابراهيم فرمود خانه را به پا كند او به مكه رفت در آن وقت اسماعيل سى ساله بود و خانه را بساخت . اسماعيل از چند كوه كه نام آن را گفته‌اند سنگ مياورد طول خانه سى ذراع بود و عرض آن بيست و دو ذراع و ارتفاع آن هفت ذراع بود و براى آن درى نهاد ولى طاق نداشت و ركن را بجاى خود نهاد و مقام يعنى همان سنگ جاى پا را به خانه پيوست و اين گفتار خدا عز و جل است كه « چون ابراهيم با اسماعيل پايه‌هاى خانه را بر مىآورد » تا آخر آيه و خدا بابراهيم فرمان داد كه ميان مردم نداى حج دهد . چون اسماعيل بمرد پس از او نابت بن اسماعيل به امور خانه قيام كرد آنگاه پس از وى كسانى از جرهم امور خانه را به عهده گرفتند زيرا جرهميان به فرزندان اسماعيل غلبه يافته بودند در آن هنگام پادشاه جرهم حارث بن مضاض بود و او نخستين كس بود كه عهده‌دار امور خانه شد و آنجا در محلى كه اكنون بنام قعيقعان معروف است اقامت داشت و هر كه كالائى به مكه ميبرد از او ده يك ميگرفت و اين در ناحيه بالاى مكه بود و پادشاه عماليق ، سميدع بن هوبر بن لاوى بن قبطو بن كركر بن حيد بود و در اجياد بناحيه پائين مكه اقامت داشت و از كسانى